زندگی جیره مختصریست! مثل یک فنجان چای! که کنارش عشق است..مثل یک حبه قند! زندگی را با عشق نوشه جان باید کرد ... سهراب یک نفر میمیرد و به جهان آخرت میرود. در آنجا مقابل دروازههای بهشت میایستد سپس دیوار بزرگی میبیند که ساعتهای مختلفی روی آن قرار گرفته است. از یکی از فرشتگان میپرسد: "این ساعتها برای چه اینجا قرار گرفتهاند؟" فرشته پاسخ میدهد :"این ساعتها ساعتهای دروغسنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغسنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگوید عقربهی ساعت یک درجه جلوتر میرود" - چه جالب! آن ساعت کیه؟! - مادر ترزا! او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلا حرکت نکرده است. - وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟ - ساعت آبراهام لینکلن. عقربه اش دوبار تکان خورد. - خیلی جالبه! راستی ساعت احـ ـمـ ـدی نـ ـژاد کجاست ؟ - آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده میکنند. بعضی دوستیها مثله قصه نوحه ، (بعضیا از ترس توفان میآن پیشت ) . بعضی دوستیها مثله قصه ی ابراهیمه ، ( باید همه چیزتو قربانی کنی ) . بعضی دوستیها مثله قصه مسیحه ، ( آخرش به صلیب میکشنت ) . اما بیشتره دوستیها مثله قصه موساست ، ( یه کم که دور میشی یه گوساله جاتو میگیره ) . دستی به سبیلش کشید و گفت: الانم میگم … مرد، پک زد به سیگارش و دستهایش راگذاشت روی گردن زن و فشار داد. - تو خودت خوب میدونی، من آدمی نیستم که زیر حرفم بزنم. ۱) فقط صدام كن واسه اشكات شونه ميشم فقط صدام كن واسه تو ديوونه ميشم فقط صدام كن تو رو تنها نميزارم اوني كه ميمونه ميشم فقط صدام كن ... ۲) من عاشق كلمات مي شوم وقتي تـو را توصيف مي كنند ... (+) حقیقت همین است ... همین همین که به لمس سرانگُشتی نزدیک نیستیم و حس هفتم یعنی لمس تـو از کیلومتر ها آنسوی نقشه ! ![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Melody |

